X
تبلیغات
زبان انگلیسی برای همه
wellcome


تاريخ : 2012/11/24 | 14:22 | نويسنده : سینا محمدیان |

کلماتی مانند :  خوب ،‌بد ،‌ زشت ، بلند عموما برای توضیح اسم و درنقش صفت ظاهر می شوند . گاهی از صفات برای مقایسه دو شی ، دو فرد و ... استفاده می کنیم . به عنوان مثال داریم : 

 ساختمان ما از ساختمان شما خوب تر است . 

کفش من از کفش تو بدتر است .

 موی تو از موی مریم زشت تر است .  

دیوار مدرسه از دیوار بیمارستان بلندتر است .  

  در تمام جملات برای  مقایسه از   کلمه " از " و  پسوند " تر " استفاده شده است . در زبان  انگلیسی برای تبدیل صفت به صقت برتر قوانین زیر را داریم : 

 1-     برای صفتهای یک سیلابی و دو سیلابی :  به آخر صقت " er"  اضافه می کنیم 

 . Tall -------------  taller 

Small -----------  smaller 

      2-  برای صفتهایی بیش از دوسیلاب دارند  و یا صفتهایی که  به   " full " , " ious " ختم می شوند . در           صفت از پیشوند  " more " استفاده می کنیم . 

 Comfortable ------------------  more comfortable

Beautiful      ------------------  more beautiful

Delicious     ------------------  more delicious

  3-     صفت ها نیز مانند دیگر قواعد زبان انگلیسی بدون استثنا نیستند . بعضی صفتها در هنگام تبدیل شدن به صفت برتر ساختار جدیدی پیدا می کنند . در زیر چند نمونه را به عنوان مثال می نویسم : 

 Good--------------  better

Bad   --------------  worse


بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : 2014/2/16 | 22:42 | نويسنده : سینا محمدیان |
1.?what is eating you (چی ناراحتت می کنه؟)

2.I wash my hands of you (ازت نا امید شدم)

3.You can not make fool of me (نمی تونی منو گول بزنی )

4.My job is on line (کارم رو از دست دادم)

5.You are identical(شما شبیه هم هستید )

6.Let get this off my chest(بزار حرف دلمو برات بگم)

7.Don't brown nose(چاپلوسی نکن)

8.Oh ! Goddamn(اوه،لعنتی)



تاريخ : 2014/2/16 | 22:40 | نويسنده : سینا محمدیان |
.
At your earliest convenience
در اولين فرصت

Since that is the case
حالا كه اينجوريه

Variety is the spice of life
تنوع چاشني زندگيه

To give someone the green light
چراغ سبز نشان دادن

Out of the blue
مثل عجل معلق

Kill two birds with one stone
با يك تير دو نشان زدن

One for the road
آخرين جرعه رو خوردن / آخرين فيض رو بردن

Heart to heart talk
گفتگوي صميمانه

Putting our heads together
فكر هاي خود را روي هم ريختن

Hit the nail on the head
تو خال زدن


تاريخ : 2014/1/4 | 17:48 | نويسنده : سینا محمدیان |
بعضي وفتها از one براي اشاره به تنها ترين چيز و مهمترين چيز اشاره ميشه

He's the one person I can trust.
تنها يك نفر هست كه ميتونم بهش اعتماد كنم

Her one concern was for the health of her baby.
تنها نگراني اش براي سلامتي بچه اش بود

It's the one thing I can't stand about him.
تنها يه چيز است كه نميتونم تحملش كنم



تاريخ : 2014/1/4 | 17:47 | نويسنده : سینا محمدیان |

Last week I went to the theater, the play was very interesting. I didn’t enjoy it! A couple was sitting behind me, talking loudly. I couldn’t hear the actors; so I looked at them angrily. They didn’t pay any attention.
“I can’t hear a word” I said angrily.” it’s none of your business,” he said.” this is a private conversation!”

 

هفته قبل به تئاتر رفتم. نمایش بسیار جذاب بود.من از آن لذت نبردم.زوجی پشت سر من نشسته بودند و با صدای بلند صحبت می کردند.من نمی توانستم صدای بازیگران را بشنوم،بنابراین با عصبانیت به آنها نگاهی انداختم.آنها توجهی نکردند.با عصبانیت گفتم:”من یک کلمه نمی توانم بشنوم”.مرد گفت:”به تو ربطی ندارد.این یک گفتگوی خصوصی است



تاريخ : 2013/11/8 | 14:57 | نويسنده : alisezar |

The Japanese have always loved fresh fish. But the water close to Japan has not held many fish for decades. So to feed the Japanese population, fishing boats got bigger and went farther than ever. The farther the fishermen went, the longer it took to bring the fish. If the return trip took more time, the fish were not fresh.

ژاپنی ها همواره عاشق ماهی تازه هستند. ولی آب نزدیک ژاپن برای چند دهه ماهی زیادی نداشت. بنابراین برای فراهم کردن غذای ژاپنی ها ، قایق های ماهی گیری بزرگتر شدند و مسافتی بیشتر از قبل را طی می کردند. هرچه ماهیگیران دورتر می رفتند، بیشتر طول می کشید تا ماهی بیاورند. اگر برگشتشان بیشتر طول می کشید ماهی ها دیگر تازه نبود



تاريخ : 2013/11/8 | 14:56 | نويسنده : alisezar |
  • يکتا گستر
  • آسان گل